دل بستن به گل ها جفاست

کوکی خرد سال بودم...

 قاصدک ها را هی می کردم پیشه ام تنها کودکی بود دوستانی سنجاقکی داشتم.

روزی در گلستان  گل سرخی دلبری می کرد ، هی از من چشم پوشی هی از گل تمنا قلب ان روزگارم روح طبیعت را درک می کرد و می دانستم در طبیعت به گل ها نباید دل بست است اما من دلبستم و چه دلبستن شیرینی .

به گلی دل بستم می دانید وقتی گلی در دلت جای بگیرد به تمام وجودت ریشه می دواند و تو را تسخیر می کند بعد از مدتی گل پژمرد و من هم از درون پژمردم ، شاید از درون مردم ...

و بعد فهمیدم چرا به گل ها نباید دلبست   گل هایی که عمر کوتاه دارند جایشان دل ما نیست شاید حتی نباید خاطره شوند!

توضیحات متن: دیشب یاد جمله ی یکی از دوستان گذشته ام افتادم که هر جا هست تن و افکارش سالم باد ، می گفت : علی ادما دو دستن یه دسته مثل گل  سرخ یه دسته مثل گل شمعدونی دسته ی اول با بویی قوی رنگی قوی اما عمری کوتاه دسته ی دوم با زیبایی همیشگی که همه ی فصل ها برات جذاب خواهند بود می گفت مردم اشتباه می کنن اما به دست اوردن یه گل شمعدونی خیلی سخت تر از یه گل سرخه اما خیلیا میرن سراغ گل سرخ... .

پ.ن: نقاشی دوم چه حس گرم و رنگ های لطیفی داره دوست داشتنیه :) .

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرامهدوی فر

ن مقایسه نکردم.. بله مثه دختری ک هنوز همه حرفاشو ب عروسکش میگه.. مثه کسی ک فقط تو رویا مخاطب داره.. میگم یهو یاد شما افتادم..

رعنا

مممنون خخخخ جک و جونور

رعنا

مممنواره موافقم گل سرخ هم عالیه

باران

سلام امان از دل و وابستگی ها امان از رفتن و دلبستگی ها امان از گل و دم پیوستگی ها نشان راه هشداری کجا شد در اوج تنهایی میان ساز بیداری بپاشد. در موج احوالی شدند اغوش بازی برای فصل غم هایی گشتند اشوب رازی. برای حرف کم هایی فی البداهه چی گفتم اشکالش را ببخشید هههه حال من و شما او و همه . الهی خوب باشه

مهرسا

تکذیب مینمایم بازی با کلمات کدومه حقیقته محضه، عشق زمینی مقدمه و اهرم رسیدن به خداست فرد معنوی عاشقه و تمام موجودات و پدیده ها رو دوست داره چون اثر صنع خداست. به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل... درباره ائمه و اون مثالی که زدی انقطاع کامل اون در حد ما نیست خیلی تلاش کنیم نزدیک و رنگشون بشیم. این تفکر مطلق گرایی برای انسان زمینی بسیار دشوار و مشکل ساز و حاصلش فرسایش روح است. خیلی از این دوست داشتنهاست که آدم را آدم میکنه. آمیزاده است و دوست داشتن و دلبستگی...زندگی یعنی همین دوست داشتنها و دلبستنها

مهرسا

سلام علی آقای گل فرمودی هیچوقت حکما عشق زمینی رو مقدمه رسیدن به عشق معنوی نمیدونن صائب تبريزی اعرف العارفین ستاره ادب و عارف ربانی مگراینکه قابل ندونیدش اینطور میگه: دلیل عشق حقیقیست عشق مجاز به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل اینقدر کامل و واضحه که نیازی به توضیح نداره ازجمله کسانیکه عشق زمینی را مقدمه رسیدن به عشق حقیقی الهی میدانند شیخ الرئيس ابن سیناست. به عقیده او عشق عاقلانه در دل انسان نرمی و تاثر و جد و رافت میبخشد و انسان را از علایق و دلبستگی های جهان آزاد میکند و اورا وادار میکند ازهرکسی و هرچیزی غیر از معشوق روی گرداند و تمام هموم و خواسته اش بر یک نقطه متمرکز شود. دیگران باید از هزاران خواسته و هدف دست بردارند اما او ازهمه دست کشیده و فقط دریک مورد باید دل بکند.(باور کن عین حقیقته ماتجربه کردیم) سعدی میگه: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست...

مهرسا

ادامه کامنت قبل:ذات وجوهرالهی انسان شریفتر ازآنست که به جهان فانی وظواهر متغیر دل ببندد.اماچون عشق خدا منشا تمام خوبیهاست، دربینش الهی موجودات آینه ومظهر حقیقت واحد ونیازمند به یک غنی علی الاطلاق هستند و محبت عارف به همه عالم است. کسیکه جهان رو عین ربط ومتعلق به خدا ومحبوب کل میدانه طبعا اثرش را هم دوست داره و این دلبستن تفاوت زیاد داره با محبت و وابستگی دیگرانی که درجنبه نفسی موجودات مستغرقنددو ازمشاهده حق درآنها غافلندو محبتشان دام راه است. مولوی: عاشق صنع خدا بافربود،عاشق مصنوع اوکافربود،المجاز قنطره الحقیقه مادرو همسر،فرزند و دوستان تحت عنوان حب الله اطلاق میشه مادام که دربرابرحب الهی نباشند حتی دیوارشهر لیلی را به جهت سکونت درآن دوست دارد امّر علی جدار دیار لیلی اقبل ذاالجدار و ذاالجدارا (شمافعلا به تماشای جهان مشغول باش زود برات ولی زودتر صحبتش شد ازحکما وعرفامدرک آوردم،نه از جرجیس توس)

مهرسا

صحیح است برادر من صحیح... ممنون که درک میکنی

hadise

قشنگ بود[لبخند]

صبح

سلام علی آقا طاعاتتون قبول حق زیبا نوشتی من هم عاشق شمعدونی ام گل