ببار باران...

ببار باران

که دلتنگم .... مثال مرده بی رنگم

ببار باران

کمی آرام ....

که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

ببار باران

بزن بر شیشه قلبم....

بکوب این شیشه را بشکن

که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد.

/ 3 نظر / 13 بازدید
ایلیا

ممنون از حضورتون

khanoome mohandes

مشب دلم گرفته است می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم از ابرهای تیره ای که با نسیم خیانت به آسمان دلم آوردی می خواهم گریه کنم اما نمی توانم … می خواهم تو را به یاد بیاورم … و با نگاه چشمان تو تا به صبح مژه بر هم نزنم اما افسوس … گذشت دقایق چهره ات را از یاد من برده اند ! … می خواهم اولین ساعتی که نگاهم کردی رو به یاد بیاورم … اما افسوس … آخرین نگاه تلخ و سرد تو نمی گذارد ! … می خواهم اولین دقایق با تو بودن را به یاد بیاورم … اما افسوس … می خواهم ازگرفته های دلم برایت بگویم اما نه! دلم نمی آید …..

شاهد

عالیییییییییییییییییییییییییی بود این یکی انتخاب و یا شهر خودتان نمیدانم به هر حال خیلی زیباو با درونمایه هدفمند سروده شده است