در جبران دو پست قبل+شعرهای خودم.

با کمی از درد و دل های بارانیه من اشناشید تنها جنبه ی زیبای زندگیه منه.

امروز موقع برگشتن به خونه تو اتوبوس خلوت، یهو صدای راننده سکوتو شکست اسمون همون طور که دیدید ابری بود راننده خطاب به یکی از مسافرا گفت اگه دیدی اسمون شهری ابری میشه اما نمیباره بدون مردم اون شهر یه جای کارشون میلنگه اصلا اقا این حرف من نیست تو کتابا نوشته... من سرمو گذاشته بودم رو شیشه و به اسمون خیره شده بودم کم کم چشمام داشت میرفت رو هم قبل از اینکه خوابم ببره با خودم گفتم این ادم اهل کتابه دله ، راست میگه بعدشم اون قدر خسته بودم که نفهمیدم کی خوابم برد.

میدونید چیه اگر باران نبارد برکه ی احساس می خشکد و قطعا دل ادم ها هم ابری خواهد شد...
به نظرم حتما دلیلی داره که بارون تو تهران نمیباره در صورتی که میتونه بباره اما خیلی اروم رو به بیابون میباره اخه بارونیم نمیاد که ازش بپرسم... .

علی:

بارانم چه میشود تا تو دوباره بیاییی
اشفته کنی موی سر را
و هم اشفته کنی تو حال مرا
من شانه کنم موی پریشان تو را
تو بلند بخندی
پدرت با رعد بغرد که
دختر حیا کن از ادم ها
و من بلند تر بخندم و بگویم
 ای رعد مرا بدان در جرگه گیاهان
چرا که دخترت ابیاری میکند احساس مرا

بعد این جا دیگه فکر کنم بابات بگه بچه پررو ساکت میشی یا من بیام پایین؟ خخخ
اره خوب احساس عجیبیه...
البته تو روزهای بارونی بعضی وقتا این شعر خودمو زیر لب زمزمه میکنم مخصوصا اگه خیلی وقت باشه ندیده باشمش:

علی:

بارانم نبار بر کویر فلبم
تا لب میگشایی ترک میاندازی بر خاطرات تلخم
سیل اشکی می اید و ...
زیرو رو میکند افکارم را

البته هیچ سنخیتی به اون حال و هوا نداره... .
 
یکی از اولین شعر هایی که گفتم به طور خیلی سمبلیک اشاره داشت به مردن یاران حضرت عیسی زیر بارون نمیدونم اصلا این قضیه مال یاران حضرت عیسیاست یا حضرت موسی اما بعد چندتا از دوستان گفتن با توجه به اون نوشتی منم گفتم :نه!
اما بلاخره چون اولین شعرمه دوسش دارم امیدوارم خوشتون بیاد از تو ضیحات اظافیه من چشم پوشی کنید لطفا:

علی:

برای انان که زدند نان در خون یاران
بنویس فلک برای ان سبک کاران              (سبک کار به معنی گنه کاره)
درد و افسوس که کردند جفا بر دوست
برای ان ها که مردند تشنه زیر باران         (مظلوم مردن)
بنویس فلک برای ان سبک بالان
لذت فوز عظیم در پناه پروردگار رحیم       (فوزعظیم  رضای خداوبالاترین نعمت)
برای انان که شب را سر کردند با درد وجدان
بنویس فلک تا اخر عمر درد هجران
برای انان که تنها گفتند و نکردند عمل
بنویس فلک داستان مرا
فردی که عمری اب داد زمینی را
که ندانست چه میروید ز ان از قرار          (سر گشتگی)
بنویس فلک داستان مرا
که کردم تا کنون عمرم را
تا بفهمم تا نکردی به حرف خود عمل
هستی گیج در بشکه ی خمر

این شعرها در عوض دو پست تلخ قبلی امیدوارم دوستان مجازیه من یا تنها دوستان مجازی و واقعی من لذت برده باشین و کامتون دیگه تلخ نباشه ببخشید دیگه تو دو پست قبل خیلی سفره ی دل و باز کردم اما دیگه تکرار نمیشه.

والبته این اشعار تقدیم به کسی که پیدا را هویدا داند.

من شب های بارانیمو تو این پیاد روی تغریبا 500 متری اخر کوچمون میگذرونم یه پارک خوش گل جمع و جور بی نهایت خلوته و کلی خاطره خوب این جا دارم تو این پارک.

/ 4 نظر / 9 بازدید
فرشید

قشنگ بود تو بارون رو دوست داری منم برف رو فرقی نمی کنه فقط بیاد .... ببار باران .... . . . ببار!!!!!

مهسا

خداروشكر حالت بهترشده ظاهرا ! شعراتم قشنگ بودن [دست]

مهر ماندگار

فقط باران نعمت خدا نیست به همه ی ابعاد طبیعت نگاه کن تا عمیق تر بشی چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید مرغ شب در چه کم از لاله ی قرمز دارد