چه سنگین گذشت عصر بارانیه من...

چه سنگین گذشت عصر بارانی ام

گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را

گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود

تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند

/ 5 نظر / 17 بازدید
یــــــاســـــــــ

رنگ ها رنگ خزان است، بیا برگردیم این سفر بار گران است، بیا برگردیم صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود خواهرت دل نگران است، بیا برگردیم چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده قصه ی مرگ جوان است، بیا برگردیم صحبت از دیده ی دریایی عباس شده تیرها بین کمان است، بیا برگردیم. ممنون از حضورتون[گل]

khanoome mohandes

از صبحه که اینجا داره بارون میاد با صداش از همه ی ترانه ها زیباتره .........خدا جونم ممنون

behnaz

تو این دنیای آهنی مثل یه آدم احساساتی نباش مثل بارون باش . . . بهش بفهمون اگه اون سخته تو با نرمیت میتونی لهش کنی . . . !

شاهد

وقتی که عشق و ایمان کمیاب شد در این شهر طفلی به نام شادی گم شد در این حوالی...