قصه ی رود و دریا


علی:

 

 

هستم هم چو رودی سرگردان

شده ام اواره در صحرا

می پیچم در دل کوه

مرا سر گردان تر می کنند سنگ های سیاه

می پرسم از شبنم کدامین راه میرود سوی دریا؟

می خنددو می گوید:

گر ازاد باشی ز غم ها

تو هم خواهی بود دریایی در دل صحرا

می گویمش شبنم تو نیز ز من بودی روزی

حال از برگ بهتر میگیری روزی؟

باز خندید و گفت ز زیرکی:

بودن در دل خار

به است از ارزوی دیدن دریا

در دل سحرا

به راه خود میدهم ادامه

چشم دوخته ام به افق های این دشت بی کرانه

خوش بود روزگاری که میکشید مهتاب

بر سرم دست نوازش

می پرسم از ماه که چرا ندارد

رنگی بر رخسار؟

گفت چو بدست نیاوردم اخترم را

از کف بدادم ان را

از دور رقص نور را میبینم بر دریا

تا به خود می جنبم می بینم شده ام غرق در دریا

اکنون میبینم خود بودم دریایی در صحرا

اما الان نه دریایم نه رودی رها

/ 6 نظر / 20 بازدید
رعنا

اکنون می بینم بودم دریایی در صحرا اما الان نه دریایم نه رودی رها .. اخه چررا بعضی وقتا بعد گذشت مدتی نسبت به قبل عوض جریان ]مرداب میشیم .............

رعنا

خیلی قشنگ بود شعرتون والبته خیلی حقیقی بنظرم

زهرامهدوی فر

سلام تبریک میگم..واقعا تو شعر گفتن پیشرفت بسزایی داشتین..یعنی عالیه عالی.. من خو نمیدونم اینروزا چم شده اصن طبع شعر گفتن ازم پریده..[ناراحت]

زهرامهدوی فر

انسان سه گونه میمیرد: مرگ روح مرگ وجدان مرگ جسم... ⭐ مرگ روح یعنی شکستن وقار و غرور یک انسان به دست دیگری ⭐مرگ وجدان  یعنی استفاده از انسانها برای مقاصد شخصی بدون هیچ گونه پشیمانی و ترحمی ⭐ مرگ جسم  یعنی  ایستادن نفس و تپش قلب دردناکترین مرگ ها، مرگ روحست. وحشتناک ترین مرگ ها، مرگ وجدان، و آسان ترین مرگ ها مرگ جسم... ‍

مهرسا

و پرواز را یاد بگیر برای اینکه از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی... سلام قشنگ نوشتی اوضاع روبه راه نیست هنوز اما بهتره از فقدان حالا حداقل با همراهی هم میتونی یه راه بهتر و جدید پیدا کنی،رود و دریا و جاری احساس دوره اش گذشت ته کشید حالا نوبت پرواز و اوج گرفتن با دریای احساس با وسعت دلت اوج بگیر و تازه شو

مهرسا

درباره خطری بودن احساس موافقم اما فاز زمینی مدنظرم نبود. عرفان مورد نظرمه. حالا که سایه اومد با هم قویترید و اوج بگیرید اگه هم فعلا نتونستی بالاخره شدنیه و اتفاق می افته اگه هدفت عوض نشه. اگه از در درست عرفان وارد بشین متحول میشی و دیدت عوض میشه. غم و شادی برِ عارف چه تفاوت دارد.