شیرینی تو در خواب،دستگاه ادم برفی ساز،حال بی حالی.

علی:

وقتی خوابی شیرین تری

وقتی خوابی تو شیرینی و من فرهاد

اصلا دنیا قشنگ تر میشود.

راستی این لبخندهای در خوابت صاحب هم دارند؟ اگر نه مال من ...

علی:

روزی تو را سراسیمه بیدار خواهم کرد

و از پنجره برف صبحگاهی را به تو نشان خواهم داد

البته قبل از ان که سردی تو هر دو تایمان را ادم برفی کند

اصلا شاید روزی تو هوا را بس ناجوانمردانه سرد کردی

مثلا چند درجه از الان کم تر... .

الان شبه ساعت 11.22

سلام.

حالی بس عجیب دارم مثلا انگار با یه اسب کشتی گرفتم یه حس بد فرم غلیظم مثل ، مثله چی بگم؟ اها مثل یه خرچنگ در حال کندوکاو وجودمه می دونم مشکل از کجاست اما کاریش نمیشه کرد کلی حرف و سوال هست که دوست دارم از کسی بپرسم حال و حوصله سیکا (سایه خودم) رو هم ندارم یعنی اصلا نمیشه دست به قلم شد هی باید کم ترو کمتر بیام.

لنگر ارامش در حال کنده شدن است از ساحل ارام دورم شاید طوفانی هم در راه هست؟ که می داند؟

امان از پیله ها قبلا ان قدر زود به زود مجبور نمیشدم ازشون استفاده کنم اما الان... دوباره باید برم تو پیله ببینم با خودم چند چندم؟

نه می دونی شرایط بدی نیست شرایط عجیبیه از این همه حس عجیب غریب این چند هفته خستم چارشو می دونم اما کلی چارشو نمی تونم پیدا کنم :(

شاید معنویت خونم کمه؟ اره خوب کمه... .

پ.ن: تلافی خروسو در میارم.

پ.ن: کل پرشین بلاگیا یه حال و هوایی پیدا کردن پرشین بلاگ شده خانه ی سالمندان این همه ادم خسته و شکستی عشقی خورده مگه داریم؟ یکم شاد تر لطفا.

پ.ن: یه بچه این دور و بر هست حالش خوب نیست خودش میدونه کی و میگم براش دعا کنید.

پ.ن: ادم چایی خوری نیستم اما بعد یه هفته که می چسبه برم بزنم بر بدن شارژ شم یه چایی غم پهلو لب دوز لب سوز کمر باریک.

پ.ن: دیگه هیچی نیست برید بخوابید.

پ.ن: هنوز نرفتی بخوابی نه؟

پ.ن: اون دمپایی و بده این هنوز داره بر و بر منو نگاه میکنه T_T

پ.ن: آفرین برو بگیر بخواب.

پ.ن: شب بخیر.


/ 13 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رعنا

تلافی خرووووس ؟ خخخخخخخخخ چی شده مگه

دکمه

وقتی خوابی تو شیرینی و من فرهاد اینو خیلی دوس داشتمم. بعد اینکه چجوری بدون ِ چای زندگی می کنی؟

باران

سلام خروس نبود دیگه به توافق رسیدیم نرسیدیم ؟؟ تصور یه شب برفی تو تابستون خیلی خوب بود سردی لذت بخشی داشت اون متن انگلیسی رو نفهمیدم چرا هیولا باید نخوابه ؟ کیا زیر تخت خوابیده اند ؟که تو از هیولا کمک میخوای ؟

باران

فک کنم من اشتباه ترجمه کردم خخخخ باید زبانم رو یه کم تقویت کنم هیولاها زیر تخت من نخوابیدن انها در ذهن من خوابیده اند چه جمله جالبی بود !!!!

چوپان

سلام دوباره. پست پر از پ.ن شما را خواندم. بسی حض کردم. مخصوصا آن عکس جناب مانستری که این هد بود نه این بد. چه واقعیت عریانی.

زهرامهدوی فر

سلام.. یه چیزی بگم؟..تقریبا اینروزا جوونا این حس و حال رو دارن خودشونن نمیدونن چشونه..بدونن هم نمیرن دنبالش..حالا شما خوبه ک هم میدونین هم میخواین برید دنبالش. راستی پ .ن.ها خیلی باحال بودن..

محمد

علی وایبرت قطه؟

رعنا

قبول بالا بریم پایین بیایم خروس بود هیشکی نمیتونه نقض کنه تمااام

سمانه

اولین قطعه بیسته[دست] مخصوصا آخرش..