یاد او ارام جان است

علی:

شبی خدای خود تنگ در اغوش گرفتن

به   صد   عشق   و    هوس     ارزد

که   تنش     ارام    جان    است    و

نوش لبش به صد عمر  بی ثمر  ارزد

من درویش را عشق او کردست رسوا

که این سلطانی به درویشی بسی ارزد

مرا  در  هم   شکست   درد   فراغش

که  این درد به صد شوق وصال ارزد

یاد    او    ارام     جان     است    و

این آراممش به صد شور جوانیم ارزد

/ 9 نظر / 24 بازدید
یه یارو

خیلی وقته متناتو می خونم از همون روزهای اول هم صدای طبیعت هم این جا جدیدا قالب نوشته هات تغییر کرده از شرح حالات خبری نیست در صورتی که طوفانی با خودت حمل می کنی. چیزی نداری بگی؟

یه یارو

فکر میکردم نظرات بقیه برات مهم نیست البته دربرابر خودت و ترس از قضاوت شدن نداری؟ اشتباه فکر میکردم؟

یه یارو

یعنی دیگه از غم و قصه های روزمره یا حتی شادیات نمینویسی؟

رعنا

سلام دعاهاتون و التماساتون تو ی تنهاییتون قبول حق کاش دیشب التماس دعا میگفتم .التماس دعا

دکمه

آرامش کلا چیز خوبیه. خدا رو شکر سبک شدین... شاد باشین.

یه یارو

بلوغ رو در شعرات میشه دید. از اولا بهتر شده. همون یارو صدا کن خوبه.

رعنا

ولی تا میای چیزی بگی قایم میشن و تو کلافه تر ادامه میدی. علی اماده - ۱٩/٤/۱۳٩٤ - ٢:٥٢ ‎ب.ظ [ناراحت]

رعنا

شرح حال نویسی فقط ذهنتو جلو بقیه لخت می کنه این جوری تو یه جمع پوشیده معذبی. ه اکثر وقتا بقیه نمیشنون که اصلا بشنونن هم خیلی دردی دوا نمیکنه

رعنا

سلام میشه جمله پایینتونو کامل کنید حالا شما چرا ناراحتیت از این قضیه؟ نکنه شما هم دارین تجربه می کنین البته برای شما بعید می دونم فقط باید باهاش کنار بیاید چون...