قوانین سرعت و عشق ، پمپ مهر و خلاء ،خار مغیلان ، حریم تنهایی

علی:

روزی وقتی ارام و روبه روی من نشسته ای و میخندی

بوسه ای ان چنان سریع بر گونه ات میزنم که انیشتین و فرهاد قانونی برای ارتباط عشق و سرعت بنویسند.

البته بعد ازان نمی دانم با تو گونه های سرخت و چشم هایت که می خواهند بگویند عصبانی هستی چه کنم؟


 

علی:

دنبال خودت می گردی؟

استعاره ها از شعرهایم پاک کن

خودت را عریان خواهی یافت ...

علی:

جایی می خواندم قلب انسان پمپ مهر است

پس تو ای بی مهر

من لابد قلبت پمپ خلائی است برای خودش!

پ.ن: ترسم تنها از ان است که خاموشی تو باشد نشانی از فراموشی تو...

علی:

گل نیستم اما نمی دانم

چرا روی مژگانم شب تا سحر شبنم مینشیند؟

گل نیستم اما نمی دانم

چرا هر روز در این افتاب سرد می خشکم؟

گل نمیستم اما نمی فهمم

نیش این همه زنبود وحشی را در قلبم.

من همان خار مغیلانم که ام مغیلان غم

از درونم نجوا می کند

و تو پنداری پشت این شیشه ها

کاغذها...

ادمی نشسته؟

_______________________________________________

سلام.

دنیا با غلیظ شدن ما غلیظ میشه هر چی ما غلیظ تر اون هم غلیظ تر ما ادما خیلی شبیه سنگای تو رودخونه هستم اگه با رودخونه هم مسیر نشیم اگه بهش پشت کنیم رودخونه هم بیش تر به ما فشار میاره...

زندگی هم همینه ساده گرفتن هر چیزی باعث میشه تو جریان رودخونه راحت تر حرکت کنی کسی این و بهت یادت نمی ده تو هم هیچ وقت یاد نمی گیری فقط کافی سعی کنی خودت باشی، نه ادم های اطرافت اون وقت که همه چیز و ساده میگیری.

این چند وقت که نبودم و طولانی ترین غیبت مجازی من بود خیلی اتفاق افتاد جدید بودن اما دلم می خواست کاشکی اتفاق نمی افتادن البته الان دیگه فرق نمی کنه چیزی که باید میشد شد.

اولیش از همه بد تر بود ...

چهارشنبه ی دو هفته ی پیش ساعت 8 بعد ازظهر داشتم وسایلمو میزاشتم تو کمد مدرسه که بزنم بیرون که سجاد همکلاسیم بهم گفت علی شیمیتو بده می خوام اخر هفته بخونم منم کلید و انداختم سمتش گفتم بردار در کمد و باز کرد که دیدم به جای کتاب شیمی چیزی که نباید دستشه ، فوری گفتم اونو بزار سرجاش اونم گفت مگه چیه؟ گفتم چیز مهمی نیست بزار سرجاش اونم گذاشتش همونجا.

اصلا حواسم نبود که با این کار فقط حس کجکاویشو تحریک کردم. کلیدمو گرفتم و رفتم خونه اما سجاد خان حالا حالا ها تو مدرسه بود.

من شنبه در مدرسه :

 سجاد دیدم که دیدم داره یه جوری به من نگاه می کنه با (یه لبخند) که خوب خیلیم دوستانه بود!

اومد میز پشت من نشست ...

_گفت علی من یه کار بد کردم و تو رو حتما باید در جریان بزارم.

من: بگو پسر حتما میشه راهی پیدا کرد.

_اره راهی هست ولی می ترسم بهت بگم ، اخه حتما خیلی عصبانی میشی.

من: تا حالا منو عصبی دیدی؟ نترس ...

_نه ولی این دفعه حتما عصبانی میشی.

من: اگه نمی خوای بگی برو اون ور بشین بزار من کارمو بکنم.

_باید قول بدی سریع عمل نکنی.

من:باشه.

_علی من  رفتم سر دفتره.

من: یه بار دیگه بگو تو چه غلطی کردی؟

_ببین تو قول دادی عصبی نشی...

من: تا حالا همچین حسی نداشتم دلم می خواست خفش کنم می دونستم برم جلو یه کاری می کنم که بعدش خودم ناراحت تر میشم فقط گفتم برو اون ور بشین نمی خوام ریختتو ببینم اون بد بختم رفت سر جاش نشست معلوم بود که خیلی ناراحته اما برام اهمیتی نداشت.

زنگ خورد کشیدمش یه گوشه

من:چه قدرشو خوندی؟

_چند صفحه اولشو.

من:راستشو بگو کاریت ندارم فقط می خوام بدونم.

_همشو

من: لعنت به تو چرا این کار و کردی اصلا من برات مهم بودم این وسط؟ یه لحظه فکر کردی؟ از هیکلت خجالت نمیکشی؟ با 110 کیلو وزن و 2 متر قد مثل دختر بچه ها رفتار کردی؟ مثلا دبیرسیتان پسرونس این جا این چه رفتار بچگونه ای بود؟

_علی تو کمک لازم داری ملیکا کیه؟

من: ملیکا؟ ملیکا دیگه کیه؟

_کلک عاشق شدی دیگه همونو میگم که تو اون دفتر باهاش حرف میزدی.

من: احمق اون ملیکا نیست سیکاست دخترم نیست که عاشقش بشم معنیش یعنی سایه طهماسب (فاملیش طهماسب) به کسی چیزی نمیگی سمت منم نیا که یه جور............ .

بعد از ظهر تو مدرسه رفتیم که تو نماز خونه بخوابیم.

ذل زده بودم به سقف که دیدم یه صدا از بالا سرم می گه :

علی بیداری؟

من: ارهولی خفه شو لطفا سجاد

_علی من خیلی تحت تاثیر اون دفتر قرار گرفتم میدونستم مینوسی ولی فکر نمی کردم ان قدر خوب و تاثیر گذار تو تو دنیای کاغذ واقعا عجیبی.

من:دهنتو ببند می خوام بخوام.

(دقیقا یک ساعت زیر گوشم اون دفتر لعنتی و تحلیل و تفسیر کرد و تمام این مدت من به این فکر می کردم که حریم تنهایی ادم از هر حریم دیگه ای تو زندگی مهم تره .)

سجاد بچه شوخ طبع و پر انرژیه که نتونست جلوی خودش رو بگیره ولی لااقل به من یه درس داد ، هیچ جا امن نیست بعضیا زیاد کنجکاون و تو با این وضع باید یه قفل بزرگ رو دهنت داشته باشی.

پ.ن: خوش بختانه کم کم داره فراموش میکنه.

پ.ن: اون قدرام از حرکتش ناراحت نشدم.

پ.ن: جدیدا با هم رفیق تریم البته به غیر از موقع هایی که گیر میده چه جوری مثل دیوونه ها با سایه ات حرف میزنی!

پ.ن:بچه رو از این ناراحت بود که چرا تو خاطرات من جا نداره!

پ.ن: هر وقت من و میبینه میگه تو یه افسرده ی برون گرا هستی که کسی از افسردگیت با خبر نمیشه.

پ.ن:  شاید برای تو اون قدری مهم نباشه ولی برای من که یکی به تمام  افکار و احساسات مخفیم دست پیدا کرده اون قدرام بی اهمیت نیست!.

/ 36 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرسا

من با شکوفه های شعرم میروم سوی کسی که دستش بوی سیب میدهد و بدون آنکه بگویم میگذارد از انارهای قلبش دانه بچینم. من مهر پاییز را به دل کشیده ام.ماهها حول مدار مهرند و فصلها تمام میشود جز فصل مهر. این فصل همیشه ماندنی که نباشد دنیا به چه درد میخورد. شعرهایم را به آغوش پاییزی مهر میریزم،شعرهایم من هستند و من شعرهایم... و پاییز مهربان مهر میکارد روی ایوان دلم. بی مهر مشتاق هیچ ماهی از سال نمیشوم و همه رنگهای دل انگیز خزان را میبازم، دیگر دلم ارغوانی نمیشود. دنیا بدون مهر،بن بست است و فصلها ناتمام... درود و مهر بر شما، دلخوشی هاتون بیشمار و پایدار

رعنا

هیچ وقت هیچ کس بنظرم نتونه کسی رو کامل بشناسه یعنی جزو محالاته احتمالا.

علی اماده

میگما یه وقت بد نباشه این پست 28 تا کامنت داره هیچیش مربوط به خود پست نیست![قهقهه]

مریم

من عکس اول پست با طرح دوم و عکس دوم با طرح اولتون مرتبط تر دیدم. اولی رو خیلی دوس داشتم و دومی رو از اونم بیشتر و این و خیلی زیادتر!: تو پنداری پشت این شیشه ها کاغذها... آدمی نشسته است. آفرین علی آقا با این پست زیباتون غیبتتون موجه شد. مشکلی نیست کار دوستتون اصلا خوب نبوده درست ولی آفرین به برخورد شما خیلی لذت بردم. پست طولانی کامنت طولانی![چشمک]

اذر

سلام چقد با احساس مینویسید شما . جالب است

رعنا

قلب خیلیا الان دیگه پمپ مهر نیست پمپ خواسته های به قول خودشون باعث پیشرفت و موفقیتشونه .. الان خیلیا قلبشون شده ابزار ی که فقط وظیفه خون رسانی به بدنشونو داره این اوج چیزی هست که قلب میگن بهش .

اذر

گاهی از بس که قلبمون میشگنه و مهرش دیدیه نمیشه ترجیح میدیم فقط خونرسانی کنه

رعنا

چه قالب قشنگی:))

رعنا

تازه متوجه شدم عکس کفشها برای چیه ... چ قدر با کفشهای متفاوت له شده یاد مهربونیا بعضی وقتا ...

رعنا

اقای اینجانب اینم شعر گفتینا تو جواب کامنت :)