شب معمولی عالی،غروب خر،عصر یخبندان

علی:

پنجه خونین گلچین ، آه

میگیرد مرا هم روزی از غم ها

سرنوشت منو تیرگی فصل ها

همه زیر سر توست بانوی پاییزان

مشت گره کرده زده بر سر

پا برهنه دویده با درد

شاید همچون افتاب سرد زمستان

سرد و زرد و خسته و بی روح

می کشم هیکل پوشالی خود را

تا که طی کنم روزها

سال ها همچو عصر یخبندان

تا به کی طی کنم روزها؟

پ.ن: شعرو پری یروز اخر وقت تو مدرسه گفتم خیلی خسته بودم این شکلی شد.

علی:

زندگیم شده مثل یه ماگ بزرگ

به مزه چیزای تلخی که باهاش می خورم عادت کردم.

_______________________________________________

پ.ن: چقدر این عکس خوبه منو یاد روستای پدری (و مادری) میندازه. چقدر گرم و خوبه میمرم برای رنگ های گرم.

پ.ن: لطفا اگه عکسی باز نمیشه خبر بدید که لینکش و عوض کنم. حتما بگید.

پ.ن: دلم تنگ شده برای نقاشی کشیدن اما واقعا وقت نمی کنم نقاشی ها رو تو سایت ها می بینم و دلم برای خودم میسوزه برای عکاسی هم باید تا پاییز صبر کرد.

پ.ن: کلی حرف بود که بگم اومدم بگما اما دیدم دوستان رو فقط باید با خوشی از زندگیت سهیم کرد.

پ.ن: غروب جمعه خر است.

_______________________________________________

علی:

امشب یک شب معمولی فوق العاده است

تو نیستی و این معمولیست

خیالت هست و این فوق العادست...

/ 10 نظر / 48 بازدید
یارو

هی می خوام یه چیزی بگم فکر می کنم ناراحت شی.

باران

شبهای معمولی پر هستند از قصه های غیر معمولی این بستگی به نگاه ما وبرداشت ما از ان شب معمولیست شهرزاد قصه گو هزار شب معمولی داشت برای نجات جانش

رعنا

سلام . عکسا باز میشن خیلی هم زیبا بودن

صبح

به زبان علی آقا ،واقعاً غروب جمعه خر است البته شنبه ها یک کم خرتر [نیشخند]

مریم

امشب یک شب معمولی فوق العاده است تو نیستی و این معمولیست خیالت هست و این فوق العادست... خیلی کیف کردم عالی[تایید]

پــــــــویا

خاطری گر نظرم هست همه خوبی توست حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست .....[گل][گل][گل]

رعنا

این تلخیایی که میخوریمو عادت میکنیم بش برا همه هست با در نظر گرفتن این نکته که ظرفیتت چقدره .. جالبیش اینجاس دقیقا مثل کاسه هر چقدر طرفیتت بیشتر و گنجایشت بیشتر با تخی بیشتری ازت پذیرایی میشه . بعد ادم میمون ظرفیت بیشتر دعا کنه یا کمتر . که تلخی بیشتر باشه یا کمتر . اخه این تلخیا میتونن بهترین معجون باشن .

رعنا

آره کاملا درست گفتین حیف که بی توجه میشیم هر از گاهی به تلخیای حقیقتا تلخ

رها

شب معمولی فوق العاده....

دکمه

اوممممممممم بدم میاد تابستون میری مدرسه :دی بعد اینکه یهو دلم روستا رفتن خواست. بعدترش اینکه یه ماه هست می خوام نقاشی بکشم ولی ... شب معمولی رو دوست دارم.