سایه ای در حال تولد

چند گلدان لب پنجره منتظر خشک شدن نرده های زنگ زده ی پنجره نمی گذارند گل ها لااقل یک دل سیر بسوزند خورشید کم کم در حال غروب است  قبل از ان که کامل برود اسمان را به اتش میکشد من پشت همین پنجره نشسته ام و دانه های اشکی را که تا الان نریخته ام را میشارم.

بله اعداد هم تمام شدند...

خورشید تمام این اتاق خالی را پر کرده و از موجودیت من تنها به سایه ام معنا بخشیده سایه ای که زانوهایش را بغل کرده و از لب هایش هم این دودی لعنتی خارج میشود سایه ای که نه روح دارد نه احساسی...

می دانید حتی کلمات این سایه هم تازگی ها عجیب غریب شده اند مثل همین متن لعنتی.

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منا

میدونستی توی نیوزلند کلمه ای ک ازش بیشترین شعر رو گفتن سایه است؟؟؟؟؟؟

رعنا

سلام نسبی حرف میزنم یعنی مبهم ؟

زهرامهدوی فر

ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ ﺗﺤﻘﯿﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺣﻘﯿﺮﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻫﺎﺳﺖ ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻌﻨﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺮﺳﯿﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺁﻫﻨﮕﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪ...

زهرامهدوی فر

سلام من میگم سایه خیلی عجیبه..فلسفه داره بر هر کی گه درکش میکنه... کاش هر کی از تجربش بگه... سایه بعضی وقتا عکسه ادمه بر عکس ما کار میکنه ..ولی بعضی وقتا خودمونه... من ک تو ذهنم هنوز نتونستم ب یه جمع بندی برسم.. شاید ب خاطر فکر مشغولی عجیبمه...

زهرامهدوی فر

سلام ن برای من واقعا معتاش سخت شده..ن تنها سایم بلکه همه چی.. من با سایم تو کلی چیزا راحتم ولی تو خیلی چیزا هم غریبم..کلا ارومم میکنه....از طرف اون ب خودم جواب میدمو مکتوبشون میکنم ...ولی بعضی وقتا هم از من فرار میکنه ایتو واقعا حس کردم... سابه من گاهی وقتا باهام خیلی غریبس خیلی..و خیلی وقتا هم آغوشمه...

زهرامهدوی فر

اجی مجی لاترجی...خب بگو ببینم تو ایم چن دوزه چه میشه؟؟ تولد من میکیره تو عید قربان قربونی دارم میشم؟؟[ناراحت]..بگو ببینم راهی هم هست یا نه؟؟ آره سایه من یع شخصیت دوس داشتنیه ک فقط خودم میدونم وقتی بهش میرسم دیوونم...همین

رعنا

یک لحظه فک کردم خیلی غریبم با سایه ها

رعنا

اره انگار باید اعتراف کنم درکشون نکردم

رعنا

نه خیرم شما درک کردین اقلا بیشتر از من