ناکامی من از کوسه ها + یه سفر خوب

سلام همراهان خوبم خوبید؟

من خوبم اما نمی دونم قضیه چیه که از صبح هر چی می خوام خوب باشم هی خبرای عجیب غریب میرسه و یاد خواب بدی که داشتم میفتم اون قدرام بد نبود ولی عجیب بود، بگذریم...

سفر منم به پایان رسید اون قدر شیرین و خوب بود که فکرشو نمی کردم به این زودی تموم شه ولی بعد سفر حتما باید خاطرات شیرینشو مرور کنی.

یکی از خوبیای این سفر که از اولش شروع شد ترافیک سنگینش بود نه نمی خواد جملرو دوباره بخونید سفری به جای پر از منظره اگه ترافیک راهش زیاد باشه باعث میشه از منظره ها کلی لذت ببری و باور کنید بعضی جاها میشد که تو جاده هرازبرای نیم ساعت حتی یک مترم حرکت نمی کردیم به هر حال باید با همه ی شرایط کنار امد به جای غر زدن.

از هوا براتون بگم که از گرم و شرجی هوا داشتیم تا خنک و بهاری و بارانی و پاییزی و حتی سردو زمستانی چون یه جاهایی از مسیر تگرگ میومد ولی من عاشق هوای بارونی و پاییزیش بودم چقدر خوب بود :) .

از ساحل براتون بگم که بس تمییز بود و خلوت ولی اگه یه پونصدمتری پیاده روی می کردی خیل عظیم جمعیتم می دیدی.

اما عجیب ترین جای سفر :

می دونید من بیش تر ترجیح میدادم تنها تو ساحل بشینم یه نوشیدنی بخورم و به دریا خیره شم که این کار تو یه جمع 23 نفره! و کنار دریا باعث ایجاد یه سو تفاهم میشه به قدمت 17 سال بعله دوباره (هزار باره) مورد اتهام عاشقی قرار گرفتم و خوب هی از من انکار هی از اونا اصرار...

حالا این جارو گوش کن، با پسر خالم (ایمان) از خیل عظیم جمعیت به سمت مناطق خلوت خودمون در حرکت بودیم که اقوام رو دیدیم اولین کسی که من دیدم دایی بزرگم بود که مثل یه هندونه تو ساحل دراز کشیده بوده و بقیه هم مثل یه نیم دایره نشسته بودن و عجیب سعی میکردن چیزی رو طبیعی نشون بدن من یکم ترسیده بودم چون حدسایی می زدم بدم یهو پسر خالم منو از پشت بغل کرد و بلند داد میزد بیاین بیاین یهو سه تا داییام و پسر داییم و اون یکی پسر خالم و شوهر خالم از 5 جهت شروع کردن سمت من دوییدن منم که حدسم داشت واقعی میشد و همزمان هم خندم گرفته بود روبه پسر خالم می گفتم ایمان مرگ من ولم کن بزار فرار کنم و... که یهو دیدم رو هوام یه نگاه انداختم به پایین دیدم رو دست اونام و الان عمق اب جایی تا زانوی یه ادم با قد بلند بود موج هام که مودام میومدن بعد منو با کلی لباس ، عینک افتابیم، موبایلم، ساعتم، انداختن تو اب ،من هر سال دو سه بار میرم شمال اما از 4 سال پیش پامو تو اب نذاشته بودم و باید اعتراف کنم خیلی خوش گذشت.

امسال میشد یه سری تغییرات رو در مردم دید مثلا هر سال اقایون کنار دریا شلوارک به پا می کردن و با رکابی و دمپایی لاانگشتی قدم میزدن و خانوم ها هم لباس های راحت می پوشیدن با سندل های زیبا اماااااااا امسال همه با دمپایی لا انگشتی و سندل های زیبا راضی بودن و اونارو به عنوان لباس انتخاب کرده بودن فکر کنم دولت داره طرح (انتالیا را به کشور می اوریم) انجام میده!

ببخشید زیاد شد سعی کردم خلاصه باشه ... .

پ.ن: عکس ها هنوز دستم نرسیده وقتی رسید عکس  هم میزارم.

پ.ن: کلی سنگ جمع کردم! چه سنگایی.

پ.ن: جنگل و خاطراتش برای بعد.

پ.ن: دریای خزر موسه نداره و به من خوش نگذشت :)

پ.ن: حتما با ادرس کامنت بزارید.

/ 13 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

خوش بحالت منم دلم سفر میخواد[گریه] خدایی سنگ جمع کردن خیلییییییی فاز میده....[چشمک] آپم وقت داشتی بیا..[گل]

دکمه

چه عالی... چه سفر ِ دل نشینی. همیشه شاد باشید. ببین توافق چه می کنه [نیشخند]

زهرامهدوی فر

سلام..اوووه پس حسابی خوش گذشته مخصوصا با اقوام مامان .همیشه عالی میشه..خداروصدهزارمرتبه شکر..ان شالله ب همه کسایی ک میرن سفر خوشبگذره... اره معمولا همچین جاهایی ادم دوست داره یکم تنهاباشه و خلوت کنه ولی امان از حرفا. . ولی عاشق شده بودینا..[نیشخند] چ خوب ک شما رو انداختن تو اب...کلی همه خندیدن... وای پس چ خوب شد ک توافق شدا کاش زوتر توافق میکردیم..والا.. بعد بگن ایرانیا عقده ای هستن...ای خدا..

زهرامهدوی فر

خب شما شیرینی بردی خونه ما از کجا بدونیم؟ اصن مگه ب بچه های وب هم شیرینی میدین؟؟..شیرینی فانتزی ن. واقعی.. [نیشخند] تازه از کجا معلوم ک تادحالا نبردین[نیشخند] اخه سنگ چ طوری گزاشتین تو کفشتون؟؟.. اها سنگا برا دعوا عالیه ها... نتیجه اخلاقی هیچوقت با اقای علی اماده دعوا نکنید..[نیشخند]

پری

سلام علی اقا کپی آزاده راحت باشین

دکمه

والا همینم خوبه. مردم نرن خارج آبرومون در خطر نیفته. همین که تو اسپانیا با چادر رفتن تو استخر عمومی واسمون بسه :|

دکمه

والا منم نفهمیدم انگیزه ش چی بوده. مثل ِ اینکه می خواسته مواظب بچه ی 2-3 ساله ش باشه. در کل نمی دونسته با خودش چند چنده!

دکمه

منظورم این بود که همون خانم معلوم نبوده رو چه حسابی با چادر رفته تو استخر. هم خواسته مقید باشه هم دوس داشته بره تو استخر... این یعنی نمی دونه تکلیفش چیه با خودش. یا همون چند چنده ی من :))

رعنا

یااا ابرفضضضضضضضضض با چادر تو استخر مختلططط؟؟؟؟!!!!!!!!![تعجب][تعجب]

رعنا

وب کفشارو که پام نکردم دمپایی لاانگشتی پام بودنیشخند یعنی مردم از خنده هااا خدایی . ممنونم که موجبات خنده وشادی مرا فراهم کردید [قهقهه]