عصر خیال انگیزیست.

علی:

بر گرفته از یک توهم... .

عصر خیال انگیزیست همه در حیاط خاطره جمعیم مادرم پونه ها را یک یک در بغل می چیند خواهرم با لباس گلدار بلندش دست به سینه و ارام از زیر درخت مو می گذرد زن همسایه از بالکن، حیاط ما را می پاید گربه ای بر خواسته از خواب بعد از ظهر کلافه راه خود را به پشت بام پیش می گیرد پدرم از حمام داد می زند ببندید شیر اب را فشارش کم است!

و من هم در اندیشه انم که فردا چه دور است ...

چرتی باید زد در خنکای این باد.

و این عصر چه خیال انگیز بود.

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
رعنا

صحنه سازی قشنگی بود

سحر

سلام ممنونم از حضور و حسن نظرتون

زهرامهدوی فر

مهم نيست كه اخرين زلزله زندگي ات چند ريشتر بود... مهم نيست كه در ان زلزله چه چيزهايي از دست دادي! مهم اين است كه دوباره از نو بسازي جهانت را... زندگي ات را... باورت را... مهم شروع دوباره است.

زهرامهدوی فر

اخه تعجب داره ادم اینقدر ب زندگی امیدوار باشه اخه؟؟[خرخون]

منا

Salam[چشمک] Ba in tavahomat ie riman takhaioli benevisi Motmaānam ke porforosh mish

دکمه

یاد یکی از شعر های سهراب سپهری افتادم. جالب بود...

khanoome mohandes

یه لحظه یاد حال و هوای شعرای سهراب افتادم