شب بارانی من

ان شرلی پسری با موهای مشکی

باران در دلم یاد زیبایی بر جای میگذارد

باز زباران می نویسم... نویسم :

ز باران....

ز بوی خوب باران...

زروی خوب باران...

می نویسم بازمی نویسم...

 

 

ممنون خدای باران بازهم دوای دردهای مرا به موقع دادی...

دوباره باران امد دوباره حال من خوب شد چقدر زیبا در ان عصر پاییزی که همه چیز در نگاهم زیبا میگذشت با باران مرا بغل کردی.

ممنون خدای باران

میدانم به بهانه ی چه روزهایی چشم آسمان را خیس کردی به بهانه ی این روزها چشمان من را هم خیس کن خدای باران.

لطفا...

 

کاش وقتی آسمان بارانی است، چشم را با اشک باران تر کنیم

کاش وقتی که تنها میشویم، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .


همچون باران باش، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن . . .

 


مثل باران چشمهایت دیدنی است / شهر خاموش نگاهت دیدنیست

زندگانی معنی لبخند توست / خنده هایت بی نهایت دیدنیست . . .

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱۱ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط علی اماده| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین