شب بارانی من

ان شرلی پسری با موهای مشکی

علی :

بانوی باران این کوچه ی پاییزی را بنگر

نگاه کن چه زیبا برای ما اغوشش را باز کرده...

نگاه کن چه ساده چه زیبا با نسیمی خنک با خش خش چند برگ ما را به اغوش پاییزیش دعوت می کند .

بعله می دانم به خوبی اغوش من نیست اما هدیه را که نمی توان رد کرد کوچه هم از زیباییش به ما هدیه می دهد.

دست چپت را به دست راستم بسپار شانه ات را کنار شانه ام بیار با لبخندی صورتت را زیبا تر کن و از اغوش پاییزی کوچه لذت ببر.

پ.ن:

(زندگی به زیبایی یک قدم زدن زیباست اگر بلد باشیم اگر به ان تن دهیم ... ).


پ.ن:اون بالا خودمو یکم تحویل گرفتم خخ شما زیاد جدی نگیر:)

اینم از موسیقی این پست:

Tenerife Sea دانلود موزیک

_______________________________________________

کلی حرف هست که باید بگم ولی تو این وب هم انگار خاک مرده پاشیدن باید دفتری باز کرد و با چشم ها صفحه ای را شست.

خشم رو می تونم مخفی کنم غم رو می تونم مخفی کنم تا حدودی دوست داشتن رو هم می تونم مخفی کنم البته تا حدودی! غرور رو می تونم مخفی کنم  کاش این حس رو که خیلی وقته باهامرو هم میشد مخفی کنم با اینکه به نظرم حس خوبیه و از اون حس هاست که کسی نباید مخفی کنه ولی خوب کاریش نمیشه کرد وقتی درک نمیشه یا اشتباه ترجمه میشه. (حالم چیزی شبیه به عکس پایین همین متن است).

همین...

پ.ن: به غیر دو موسیقی که برای پست ثابت گذاشتم از این به بعد سعی می کنم برای بقیه پست ها هم موسیقی بزارم امیدوارم خوشتون بیاد.

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۳۱ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط علی اماده| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین