شب بارانی من

ان شرلی پسری با موهای مشکی

تخیل اول زندگی اول:

پنج ساعت دیگه مثل یک سکانس علمی تخیلی من پوست میندازم و ذهنمو برای یک سال و اندی با سبک و سیاقی جدید حاظر میکنم سبک و سیاقی که ازش میترسم و برام غریبس سبک  و سیاقی که شاید بعد از اون ذهنمو حسابی سنگی کنه (تحجر).

همزمان با غروب جمعه اخرین روز تعطیلات باید همه چیزو عوض کنم چون نا خواسته در یک مسیر یک و سال و نیمه قرار گرفتم که ازش خوشم نمیاد چون میگن تو این یک سال و نیم سرنوشتت ساخته میشه و من میگم هه خاک بر سر زندگی که بخواد تو یک سال و نیم سرو سامون بگیره و ساتخه شه!... .

داشتم با سیکا صحبت می کردم به جاهای عجیب و جالبی رسیدیم سیر تکامل من و تو این مسیر دیدیم و خندیدیم و البته افسوس خوردیم به خاطر وقت هایی که تو این مسیر تلف شد به قیمت تست زدن!

دوستان من...

ما این و انتخاب نمی کنیم چون اون قبلا ما رو انتخاب کرده فقط چشمانمون رو میبندیم و قبولش می کنیم و ته دلمون ارزو می کنیم فقط تموم شه.

از فردا تا 20.30 دوباره باید برم مدرسه البته این باید و خودم گذاشتم و متاسفانه فقط برای قانون های خودم ارزش قائلم پس بهش تن میدم به همین سادگی باید از کتابام و تنهایی خودم با خودم با شعر ها و نقاشی هام که به نظرم ستون های خیمه ی غمناک منن خداحافظی کنم و بشینم پای چیزی که معنی همه چیز میده جز درس!.

هر شب ساعت 10 تا 11 منتظرتونم  پشت همین شیشه ها دوست دارم شمارو در شب بارانی یا بهتر از اون در صدای طبیعت یا که نه اصلا خیلی بهتر بعضی هاتونو در ذهن زیبا ببینم قرارمون یادتون نره قبل از شما همون همیشگی هارو سفارش میدم البته دیگه این جا از تلخی ماه های پیش خبری نیست همین یک ساعت رو می خوام با شیرینی شعر نو ، داستان و ... بگذرونیم موافقین؟

گفتار ، یاد ، خاطرات ، طرز قلم ، شما
معجزه شیرینیست که رؤیای بهشت را در دل آدم زنده می کند از این به بعد در روز یک ساعت زنده خواهم بود یک ساعت زندگی واقعی در دنیای مجازی.

____________________________________________________________________

تخیل دوم زندگی دوم:

علی:

شب های بارانیم را با تو می خواهم.

پشت چراغ قرمز ماندن ها را با تو می خواهم.

این شهر

این قفس لعنتی را

با تو می خواهم

اما نمی دانم تو چرا من را

حتی با دنیایی که به پایت ریختم نمی خواهی.

هیچ وقت نگفتی و من همیشه از چشمان نمناکت خواندم

حرف هایی برای نشنیدن را ...


____________________________________________________________________

تخیل سوم زندگی سوم:

باقی حرفا این شعر و اهنگ ادامش بهتون میزنه.

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
بر من اثر سخت ترین زلزله ها را
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
بس که گره زد به گره حوصله ها را
یک بار تو هم عشق من از عقل میاندیش
یک بار تو هم عشق من از عقل میاندیش
بگذار که دل حل کند این مسئله ها را
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را

http://7text.ir
دو لینک دانلود برای این آهنگ:

___________________________________________________________________
تخیل سوم تخیل باران به قلم خانوم مریم احمدی از خوانندگان خوش ذوق وب:

تا حالا فکر کردین کلمه باران یعنی چه ؟

من گشتم پیدا نکردم ولی فکر کنم یعنی پاک کننده یادمه  برای تولدم از خدا خواستم برای روز تولدم بارون بیاد اومد خیلی باحال بود یه عالمه زیر بارون دویدم دوست دارم وقتی زیر بارون میدوم احساس تازگی داشتم  فکر کنم همه همین طورن اصلا کلا آب نماد پاکی چیزایی که آب بتونه پاکشون کنه چیزای خوبی نیستن (لطفا وارد جزییات نشوید میدونم لاک با آب پاک نمیشه باید با استون پاکش کنی) ولی مثلا آرایش زیر بارون پاک میشه فکر کنم اگه زیر بارون داد بزنین و بدویین بدی های قلبمونم پاک شه دقت کردین  اگه یه چیزیو تو ته ته قلبتون حک کنین هیچی نمیتونه پاکش کنه پس اگه میشه لیست زی رو وارد کنین.

1.لبخند حتی برای دشمن به هر حال خوبه

2.دوستی

3.هرچیزی که فکر میکنید خدا دوستش داره

خب دیگه خداحافظ

از طرف شما هدیش کردم به باران.


 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٤ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط علی اماده| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین